تبليغاتX
دختر اما آبستن
چهارشنبه 1388/06/11
و اکنون که در سوگ رفتنت جان می دهم نمی دانم چه چیز و چگونه از تو بنویسم تا تو را تکرار کنم ... تا در من زیاد و زیادتر شوی تا به بی نهایت رسم ...

:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:

جدی جدی بلاگمم مثل قالبش تار عنکبوت بسته مثل دلم ...

خیلی وقت بود که نیومدم شاید حدوداْ ۱سال و ۴ ماه ... دل من که هم برای اینجا هم برای همه دوسام تنگ شده بود ... کنکور دادم و چیزی رو که دوست داشتم قبول شدم ... خدا مثل همیشه هستی دیگه ؟ دیگه از فریاد گذشته کارم برای اینکه بگم شکررررررررررت . می میرم واست خدا جونم نق نق کردم کفر گفتم گریه کردم و (.....) بذار به حساب بچگیم و سادگیم . بهم قدرت بده همه نذرهامو ادا کنم و بتونم به بنده هات خدمت کنم . وقتی کاری کردی که بتونم از خجالت مادر پدرم در بیام و اونا از شوق گریه کنند ؟ چه صحنه ای تو دنیا با ارزشتر از این می تونه باشه ؟ هزاران هزار فیلم هم کمه ... شکرت و ممنونتم ایشالله بنده لایقی باشم و خدمتگزاری بهتر !

حکمتت برام جالبه ... بعد از یکسال کسی رو دیدم که ؟ ... اونم توی تندیس ولی من جا نخوردم اون جا خورد و نگاه منزجرمو حس کرد ! حالا جداْ کی مقصره من ؟ اون ؟ یا هیچ کس ؟ دوست نداشتم ببینمش ولی جالب بود خوب شد که من و دید ! ( از روی پای شیکستت فهمیدم نازنین هستی  حرفاشم هنوز بچگانست ... ! ) نمی دونم ولی من دوست نداشتم ببینمش هرگز دیگه !

خدایا دوست دارم زیاد تا ... مال خودمی و به هیچ کسی یه دقیقه هم قرضت نمی دم پیشم باش که به کمکت و قوتی که بهم می دی بیشتر از قبل نیاز دارم

:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:

سلام به همگی به خاطر غیبت صغری من رو عفو کنید ...

دلم برای همگیتون بسیار تنگ شده بود ... از لطف و مهربونیا و کامنتای پر مهرتون بی اندازه ممنونم ...

نماز روزه ها و عباداتتون قبول حق باشه و ایشالله هر چی از خالقمون می خواید از کوچیک و بزرگش اگه خیر بده بهتون ...

به احتمال زاید من از این به بعد هر از گاهی یه چند خطی همین جا می نویسم ...

آرزومند آرزوهایتان ...

                                نازنین (هاپو۱۱)

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:34  توسط HaPoO   | 

~ ~ ~

JavaScript Codes DaisypathNext Anniversary Ticker