معنای حامی را نمی فهمد...
فکر می کنم حمایت در لغت نامه زندگیش معنایی ندارد !
آری! قمار را تو بهتر از من بلد بودی من ناشیانه پای بازی نشستم
ولی از آس پیک زیاد شنیده بودم ... بودنش تنها شانس بازی بود و
برد آن ... ناشیانه باختی ! من هم بازیگری چون دیگران می توانی
اسمش را فاحشه بگذاری ! هر آنچه دوست داشتی تو در فکر بازی با کسی
بودی در حالی اون کس حتی تورا در حال فکر هم بازی داد !
در آغوش او زندگی معنا می یابد تو را در ویترینم جای دهم ؟
نه اتاقم خلوتم همه اینها متعلق به کس دیگری اسست و
به امثال تو هیچ تعلقی ندارد جای تو در خیابان است و بس !
جای من هم مشخص حتی اگر او مرا نخواهد از جنس تو
نیستم خرده شیشه در وجودم نهفته نیست ! جایی ندارد در درونم
وقت گذراندم تا تجربه کسب کنم حتی اگر دور ریخته باشم تمام لحظاتم را
وقت گذراندم تا از نزدیک لجن و پست بودن ها را بدانم !
تو فقط از فعل حرف می زدی و فاعل بودنت و مفعول قرار دادن دیگران
و حماقت من بود که برایت از زندگی آینده معنای عشق و تمامی اینها می گفتم
گوش می کردی به تمامشان شاید بتوانی دل بدست آوری تا قربانی کنی !
پول لجن ترین شی است خدایا شرافتمندانه زندگی می کنم حتی در
فقر و در کمال نداری تو روزی رسانی اطمینان دارم !
دلم گرفت از این مردمت ... مرا چرا به اینها واگذار می کنی؟ تورا می خواهم
انسان بودن نمی خواهم در توانم نیست !
آشکار شد ؟می توانم بیشتر از اینها برایت سند رو کنم ! خودش سند کافی نیست ؟
ابتدا معنا و مفهوم قمار را بفهم بعد وارد شو ! من زندگیم رو برای آدم هایی چون تو
به قمار نمی ذارم هرگز هرگز هرچقدر که در لباسی زیبا باشی گرگ صفت !
خدا با من است ! پس هر کاری کنی پیروز میدان من هستم تو برو حیله قمار یادبگیر !
خدا نمی خواهد ! این آخرین حرف هایم بود برای ابد !
می توانم نفرین کنمت ولی نفر قبلی بس بود اون لایق نفر بود و تو لیاقت آن را هم نداری به گمانم !
من با کس دیگری پیمان بسته ام قول به کس دیگری داده ام !
جنس فروخته شده ! علامت اختصاری هم رویش خورده (به قول خودش )
خبر مرگ تورا هم هرکس داد نگاهی به سرتاپایش می اندازم و بعد هم
به زندگیم ادامه می دهم !
مثل همیشه همون هاپووهه که اسمش نازنینه
![]()
