تبليغاتX
دختر اما آبستن
دوشنبه 1387/02/02

یک نفر دلتنگ است ...

یک نفر می شمرد ...

یک نفر نگران به آغوش کشیدن من و توست ...

یک نفر می آید ...

یک نفر چمدانش را بسته است ...

یک نفر خسته و درمانده ز راه

یک نفر اصلاً نیست ...

یا نمی تواند که باشد ...

یک نفر روحش را به آغوش شهوت سپرد ...

یک نفر بد کاره است...

انقدر به اون یک نفر احتیاج دارم ... جسم نمی خوام

روح ارضام می کنم حتی اگر اون یک نفر به تاریخ پیوسته باشه ....

یک نفر اصلاْ نمی داند که هست ...

یک نفرهم دیشب مرد ...

و هنوز زندگی روی ستون فقرات گل یاس و رازقی در جریان است !

:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:

این چند روزه اصلاْ حالم خوب نیست ...

عنوان بلاگمم جوری کردم که مطابق با حالم باشه ...

عنوان قبلیم فقط معنای امیدواری می داد ولی همه حتی خود اون طرف هم

یه جور دیگه فکر می کردن ... 

خیلی داغونم گذشته هی خاطراتش به نحوی زنده می شه ...

حالم که فقط تو رویا سیر می کنم که می شه اینجوری باشه ؟

آرزو می کنم چی می شد زمان وامیستاد ؟

الآن من یه بچه "عنک" کوچکم ...

امروز چقدر در مورد عنکی خندیدیم ... خدایا بهم طاقت بده

از دست این آدم که داره کاری می کنه هردو ...

به قول اون هرچی سرورمون (خدامون) بخواد ... برام همیشه بهترینارو

خواستی اگه گرفتی بهترشو دادی ... کمکمون کن ...

من و همه و همه عاشقتیم

               مثل همیشه همون هاپووهه که اسمش نازنینه

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:36  توسط HaPoO   | 

~ ~ ~

JavaScript Codes DaisypathNext Anniversary Ticker