به سراغ من اگر ميآييد،
پشت هيچستانم.
پشت هيچستان جايي است.
پشت هيچستان رگهاي هوا، پر قاصدهايي است
كه خبر ميآرند، از گل واشده دورترين بوته خاك.
روي شنها هم، نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح
به سر تپه معراج شقايق رفتند.
پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا ميآيد.
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي، سايه ناروني تا ابديت جاري است.
به سراغ من اگر ميآييد،
نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من.
-------------
سلام !
این شعر از سهراب سپهری است من خیلی دوسش دارم مخصوصا قسمت آخرش که
شاید تا ابد با این شعر زندگی کنم ( گل رُزم چراش رو می دونه )
راستی راجع به حرف های عشقم هم بگم که یادتون باشه اون عاشقه منه ممکن
از نظر اون من بی نظیر باشم ولی از نظر همه نه !
