
مانده ام حیران میان این ۱۶ شمع که مدام روشناییشان را به رخ می کشند !!!
باور نمی کنم که بازهم باید یکی به جمعشان بیافزایم ...
یکی به جمعشان اضافه کنم بی آنکه خودم زندگی ٬ عشق و ... را فهمیده باشم !!!
یکی به جمعشان اضافه می کنم و هر سال چیزی را به ارمغان می آورند ٬ غم ٬ تنهایی و ... !!!
کاش تمام زندگی فقط در این شمع ها خلاصه می شد ...
آنوقت شاید مجبور نمی شدم ٬ هی زیادشان کنم !!!
کاش می توانستم هر سال یکی از آنها کم کنم !!!
کاش در عددی توقف می کرد مثلاً 11 ... یا هزاران هزار کاش دیگر
وای ... می گویند وقتی شمع هارا فوت می کنی آرزو کن ...
آرزو ؟؟؟ چه مفهوم غریب و بیگانه ای ...
نه آرزوها دارم ... صبر کنید ... آرزویم ٬ آرزویم ... یادم نمی آید ...
بگذار بزرگ ترینش را بگویم که باعث زندگی و خوشبختیم می شود ...
آرزو می کنم تا ابد باهم باشیم آنوقت ممکن است ...
با اضافه شدن شمع ها طعم عشق و زندگی را بفهمم !!!
آنوقت نفس کشیدن معنا می یابد ...
------------------
سلام به همگی ...
چطورید ؟؟؟ خیلی دلم تنگ شده براتون ...
آفرین درست متوجه شدید ... من امروز تولدمه ... جای همگی خیلی خیلی خالی ...
( می دونم بهمنیم ولی متاسفانه امسال به تاسوعا می خوره آذر می گیرم ...)
نمی خواستم اصلاْ بگم ولی دیدم دو نکته خیلی حائز اهمیته ...
۱) عشقم به خاطر ... که بهترین کادوی زندگیم بود به خاطر هر ۱۱تایشون مرسی ...
تا ابد می خوامت و عاشقتم ... جاتم خیلی خالیه ...
۲) مهناز جونم سلام ... چه خبرا کانادا ؟؟؟ می دونی چقدر دلم برات تنگیده ؟؟؟
فکر کنم تنها کسی که جاش خیلی دیده می شه خودت باشی ... جات خیلی خالیه
مخصوصاً خل بازیایی که پارسال با فرانک و سارا اینا در آوردیم ...
خیلی دوست دارم ... کم مخ این پسرای بدبخت و کار بگیر ...
آناناس خانومی (یاد تابستون پارسال بخیر ) ... مانا هم کارت داره ... بهش بده
راستی بچه ها من تولد اصلیمو تو بلاگم بهمن می گیرم ... بیایید حتماً منتظرتونم ...
" کسی که هاپورو تحویل نمی گیره مگه اینکه خودش خوشدو تحوی بگیره "
HaPoO10+1
![]()
