تبليغاتX
دختر اما آبستن
پنجشنبه 1385/07/13

گاهی به پستوی کودکی

 می روم٬

دفتر مشق هفت سالگی ام را که ورق می زنم

بوی کاهی تکلیف شب٬

پاکنویس کلمات تازه شوق

و تکرار جریمه بازیگوشی های کودکی

در خلوت خانه می پیچد.

یادم می آید

همیشه درس حساب را بی حساب و کتاب٬

به کنج بی علاقگی می انداختم

آخر ٬ نمی خواستم هیچ گنجشگی را از سر شاخه های درخت منها کنم!

در حیاط مدرسه هم هر وقت

سیبم را با همکلاسی ام تقسیم می کردم٬

همیشه باقی مانده برایم صفر بود.

هنوز هم نمی توانم هندسه نان را رسم کنم.

یادم می آید

انشای "تابستان را... "

حوصله ام را سر می برد

و دست به دامن خواهر بزرگم می کرد.

یادم می آید

از همان حوالی هفت سالگی تمام کبوترهای بام همسایه را سیراب می کردم

اما نمی دانم ٬ چرا هنوز

فرمول آب را از بر نکرده ام...

HaPoO 10+1
puppy dog eyes - New!

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:22  توسط HaPoO   | 

~ ~ ~

JavaScript Codes DaisypathNext Anniversary Ticker