بازم سلام ...
خوبید ؟؟؟ دلم تنگ شده ... تنگ ترم می شه ...
۳ ماه از بهترین ماه های عمرمو در کنارتون گذروندم ...
با نوشته هام در کنار هم آشنا شدیم ... خندیدیم ... عاشق شدیم و بازهم باهم گریستیم ...
هر خدافظی آغاز یک سلامه ... پس می گم :
" به پایان آمدیم دفتر ... حکایت همچنان باقی است !!! "
آقا صبر کنید CuT نمایشنامه رو نگه دارید ...
نمی خوام خواننده هام از الآن خوشحال شند که اینی که چرند می نوشت دیگه نمی نویسه ...
نه !!! ولی جداْ این رو می گم ... که خیلی خوش گذشت ... بهترین خاطرات رو برام به جا گذاشتید ...
با نظراتون ... انتقاداتون ... لطف و محبت هایی که نسبت به من داشتید ... به خاطر همه چیز ممنونم ...
راستش من دانش آموز سال دوم تجربی دبیرستانم ... و درسام یکمی سنگین شده !!!
و از اونجایی که مامانِ هاپو می خواد هاپوش خانوم دکتر شه گفته که فقط ۵شنبه ها اینترنت مجازه !!!
هاپو هم دخمل خوبیه ... گفته چمش مآنی ... به خاطر همین من ۵شنبه شبا حتماْ می آپم ...
بیایید پیشم ... چون با قدما و نظرای زیباتون بهم انرژی می دین ...
پس منتظرتونم ... کم لطفی نکنید ... و اما ...
یکی توی نظراتم ازم یه سوالی پرسید ... دیدم بهتره حتماً جواب بدم ...
دومان ازم سوال کرده بود ...
" من که تو متن ایینیم نوشته بودم چشای فرشته امو می پرستم ٬ اگه یه روزی فرشته ام بره ...
من چشاشو چطوری می کشم ؟؟؟ چه کار خواهم کرد ؟؟؟ "
یه جمله زیبا هم از مشیری برام گذاشته بود :
" تنها دلیل من که خدا هست و این جهان زیباست لبخند چشم توست ! "
جوابش اینه ... این فرشته ای که داری ازش اسم می بری ... من می پرستمش ...
تمام زندگیمه ... عشق و معبودمه ... تمام وجودمه ...
" من و ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم *** تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه هاپوم "
من فقط در صورتی زنده می مونم که فرشته ام باشه و من بپرسمتمش ...
باشه و ستایشش کنم و خدا رو به خاطر فرشته اش شکر بگم ...
اگه فرشته زندگیم نباشه ... هاپو روانی می شه ... دق می کنه ...
فکر نمی کنم اگه بره ... وقتی برای زندگی بمونه ... چه برسه نقاشی چشاش !!!
چشات تنها قبله منه ... تنها ددلیل زنده بودنم ... عاشق وجودتم ...
امیدوارم تونسته باشم جواب سوالتو داده باشم ...
شبم می آم پیشتون ...
برای خدافظی از تابستون ...
فرشته من مراقب چشات باش ...
HaPoO 10+1
