تبليغاتX
دختر اما آبستن
سه شنبه 1385/06/28

سلام ...

تو یکی از پستام نوشته بودم دوستیم تا نداره ...

و هیچ کسی متوجه منظورم نشد ... همه پرسیدن یعنی چی ؟؟؟

یه داستان می نویسم ... امیدوارم بفهمید یعنی چی "تــــــــــــــــــــــــــا" نداره ...

------------------

با یه شکلات شروع شد ...

من یه شکلات گذاشتم تو دستش اون هم یه شکلات گذاشت تو دست من ...

من بچه بودم اون هم بچه بود ... سرمو بالا کردم, سرش رو بالا کرد , دید که منو میشناسه

- خندیدم !!! گفت: دوستیم؟

- گفتم: دوستِ دوست.

- گفت: تا کجا؟

- گفتم: دوستی که تا نداره!

- گفت: تا مرگ.

- خندیدم و گفتم: من که گفتم تا نداره!

- گفت باشه: تا پس از مرگ!

- گفتم: نه! نه! نه! تا نداره!

- گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن.یعنی زندگی پس از مرگ.

بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه من وتو با هم دوستیم.

- خندیدم و گفتم: تو براش تا هر جا که دلت میخواد یک تا بذار.

اصلا یه تـــــــــــــــــــــــــا بکش از سر این دنیا تا اون سر دنیا ! اما من اصلا براش تا نمیذارم.

نگاهم کرد,نگاهش کردم.

باور نمیکرد, میدونستم اون میخواست حتما دوستی ما تا داشته باشه ! دوستی بدون تا رو نمیفهمید.

- گفت: بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم.

- گفتم: باشه تو بذار.

- گفت: شکلات . هر بار که همدیگه رو میبینیم, یه شکلات مال تو یکی مال من! باشه ؟

- گفتم:باشه .

هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من.

باز همدیگر رو نگاه میکردیم. یعنی که دوستیم.دوستِ دوست.

هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من.

باز همدیگر رو نگاه میکردیم. یعنی که دوستیم.دوستِ دوست...

من تندی شکلاتمو باز میکردم میذاشتم تو دهنمو تند و تند اونو میمکیدم.

- میگفت: شکمو! تو دوست شکموی منی و شکلاتشو میذاشت تو یه صندوقچه یه کوچولوی قشنگ.

- میگفتم: بخورش. میگفت: نه! تموم میشه! میخوام تموم نشه!برای همیشه بمونه.

صندوقش پر از شکلات شده بود.

هیچ کدومشو نمیخورد. من همشو خورده بودم.

- گفتم: اگه یه روز شکلاتاتو! مورچه بخوره, یا کِرما, اونوقت چه کار میکنی؟

- میگفت: مواظبشون هستم, میگفت: میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوستیم

 و من شکلاتم رو میذاشتم تو دهنم و میگفتم: نه! نه!تا نداره! دوستی که تا نداره!

یک سال, دوسال, چهار سال, هفت سال, ده سالِ که شده!

اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم.

من همه ی شکلاتام رو خوردم و اون همه ی شکلات هاشو نگه داشه.

اون امشب اومده تا خداحافظی کنه.میخواد بره!

 بره اون دور دورا.میگه: میرم اما زود بر میگردم.من میدونم که میره و بر نمیگرده!

یادش رفت یک شکلات به من بده! من که یادم نرفته.

یه شکلات گذاشتم کف دستش. گفتم این برای خوردنه! یه شکلات هم گذاشتم اون دستش.

این هم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت!

یادش رفته بود که صندوقی داره واسه شکلاتاش! هر دوتا رو خورد!

خندیدم. میدونستم دوستی من تا نداره! میدونستم دوستی اون تا داره!مثل همیشه!

خوب شد همه ی شکلات هامو خوردم امااون هیچ کدومشو نخورده.

 حالا با یکصندوق پر از شکلات های نخورده چه میکنه؟!

------------------

P.S. یادته ؟؟؟ من عاشق این مطلب شکلاتم ...

نمی تونم بگم چرا !!! ولی یکی از زیباترین و پرخاطره ترین متنای عمرم شد ...

DimO  یادته ؟؟؟ ... نمی دونم چی بگم ... خودت بهتر می دونی !!!

 

HaPoO 10+1
puppy dog eyes - New!

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:37  توسط HaPoO   | 

~ ~ ~

JavaScript Codes DaisypathNext Anniversary Ticker