دلام ...
راستی می گی ... حق با توهه ...
" نازنین چرا همه اش از جدایی می نویسی ؟؟؟ چرا همه اش از جدایی حرف می زنی ؟؟؟"
... من اگر ما نشوم تنهایم ...
تو اگر ما نشوی ...
خویشتنی ...
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم ؟؟؟
خانه اش ویران باد ...
حرف را باید گفت ...
حالا دارم می گم ... دیگه قلبم نباید گورستان این اراجیف و چرندیات باشه ...
دارم خونه تکونیش می کنم و خونتو آماده می کنم ...
که فقط تو توش باشی و تمام احساست قشنگی که نسبت به تو دارم ...
آره ... من و تو ما خواهیم شد ... چون من از تنهایی نفرت دارم ...
گریزونم ... توهم نمی خوام خویشتن شوی ... نه ... نه ....
دیگه از جدایی نمی نویسم ... هیچ وقت ...
می خوام یه دایره المعارف با کمک تو بنویسم که ...
کلمات " نفرت ٬ غم ٬ جدایی ٬ انتظار ٬ خیانت ٬ تنهایی و .... "
تمام واژه های منفی رو بر می داریم ...
این همه قشنگی تو دنیا هست ... چرا ما همیشه بد نگاه می کنیم ؟؟؟
آره راست می گن ... پاییز قشنگه ... خیلیم قشنگه
چون وقتی تو باهامی گرمای وجودت باعث می شه احساس سرما نکنم ...
نمی گم قشنگه ٬چون توی باریدنش اشکامو نمی فهمی ...
می گم توی بارشاش با لبخندت بهم امیـــــد می دی ...
زمستون بی نظیره ... چون سفیدیش سر شار از پاکی و صداقته ...
سرشار از با هم بودنه ... سر شار از عشقه ...
من امیدوار بودن به زندگی رو تو زمستون فهمیدم ... در کنار تو احساسش کردم
یه جور آرامشی به آدم می ده که هیچ وقت تجربه اش نکرده بودم ...
------------------
سلام ...
P.S.1 . مرسی از نظراتتون در مورد پست قبلیم ...
P.S.2 . راستش اولین نوشته خودم بود ...
jojo . P.S.3 و DimO گفتن خوب بود ... مرسی از هردو ...
شما دو تا نبودید کی از من تعریف می کرد ؟؟؟
P.S.4 .
az dawshimz Arm!namamzZ m!tashakoram ke goft baba eifaLl ... aLm!n az to baEdeHa ... akHe khara ehsasat nadarana ... nadoOnamzZ ( be zaboOne khoOemoOn neneshtama mae na ??? ) مجبور شدم انگلسی تایپ کنم ...
P.S.5 . قول دادم دیگه از جدایی ننویسم ...
به DimO قول دادم ... پس همه اش از چیزای خوب می نویسم ...
P.S.6 . شعری که وسط متنم نوشتم کاملشو یک بار می نویسم ...
P.S.7 . بچه ها یه تغییر نام کوچولو دارم ... از این به بعد به جای هاپو ۱۱ شدم ...
هاپو ۱ + ۱۰ ... این تغییرم D!mO گفت صورت بگیره ... ۱۰ تا من ٬ یکی اون ...
HaPoO 10+1