سلام فاحشه!
تعجب كردی!؟...
میدانم در كسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است!
اما میخواهم برایت بنویسم ...
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان!
چه گناه كبیره ای…!
میدانم كه میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام...!
راستی روسپی!
مگر هردو از یك تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش ! تنت را حراج كن…
من در دیارم كسانی را دیدم كه دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان !!!
شرفت را شكر كه اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میكنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعد از افطار كار می كنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم كه روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه كنم،
زهد را بساط كنم،
غسل هم نكنم،
چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم،
پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم،
محرم هم تعطیل نكنم!
فاحشه!!!…
دعایم كن .....
:.:.:.:.:.:.:.:.:.:
شب قدر آدم بخنده سنگ می شه ؟
نمی دونم ولی من تا جایی که تونستم خندیدم ...
"خانم دکتر نازنین آ... به بخش گوساله !
خانم دکتر کیانا م... به بخش شیاف !
خانم دکتر نازنین آ... به بخش ارتپدی شتر ! سیتی اسکن سوسک ! زایمن مرغ و جوجه "
آره تمام اینا رو گفتم که بگم رشته محبوبم دامپزشکی فبول شدم شکر خدا !
دیشب عجب شبی بود ... بعد از مدت ها در نبود عمو بیژنم خنده نسرین جونو از ته دل دیدم چی بهتر
از این خدا ؟ بعد از دو سال؟ تو خوابم عمو بیژنمم شاد بود ... پس شکرت !
چقدر دیشب با سلام آخر "احسان خواجه امیری" گریه کردم ... چه احیایی بود ! دلم خونتر از همیشه
و دلتنگتر از هر لحظه ای ! "اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم ..."
چند روز پیش امامزاده صالح بود ! عجب نذری ادا می کنه !!!! یاد خرداد افتادم که یکی از همین ربان
سبزهایی که تو خیابون ها پخش می کردن و به ضریح بستمم و ۲۰ تا گره زدم ... چقدر دعا کردم .
همون لحظه یه خانمی گفت دخترم تو معصومی برای منم دعا کن . ما ها خیلی گناهکاریم شما
جوونا دلتون خیلی پاکه و رو ربانم یه گره زد ! این دفعه ربانم نبود ...
حرف این خانومه باعث شد که متن بالا رو تو این بلاگمم بذارم ... خیلی قشنگه ...
نماز و روزه ها و احیاهاتون قبول باشه . ایشالله به هرچی که می خواید برسید و دعاتون مستجاب شه .
منم دعا کنید . التماس دعا ...
نازنین ( هاپو۱۱)
