تبليغاتX
دختر اما آبستن
جمعه 1387/02/06

سلام منو هم نیلو به این بازی دعوت کرده که قراره ۷تا آهنگو بگم ولی چون من ۱۱رو دوست دارم ۱۱تا می گم با اجازه تون !

۱. اولیش که فکر کنم آقای "فلان" دیگه ازش اوق بزنه انقدر عنکو واسش خونده یادت نیومد ؟

آهنگ ADDICTED مال EnRiQuE که یاسی متنشو داد و حدود ۳ - ۴ ماه همه اش می خوندم و واقعاْ تک تک جمله هاشو که به زبون می آوردم حقیقت داشت

"WheN Ur LyinG NexT To Me *** LoVe I Flowing Through tO Me *** Oh iT's BEAUTIFUL"

فکر کنم یاسی و پلانم هم همین احساس و داشتن باهام !

۲. دومیش خب آهنگایی که نازنین داره زیاد برام می خوندن و می خونن مثلاْ تسونامی مهدی مقدم که می گه نازنینم با تو بودن .... یا آهنگای نازگل و نازنین رضایا ... یا حامد هاکان که می گه نازنین ماه شب من نازنین تاب و تب من ... آهنگ نانی جون منه عمر منه ... یا نازی سعید آسایش و ... زیادن خیلی !

۳. آهنگای رضا صادقی که همیشه پلان پیشنهاد کرده و گفته گوش کن قشنگن و واقعاْ چندتاشون به مرز روزی ۴۲-۴۱ بار رسیه بود !

۴. آهنگای شادروان هایده که هم صداش هرگز از یادها نی میره و هم آهنگاش و آهنگی که واقعاْ دوس دارم آهنگ سیاه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه وفا نیست ... سیاه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست !

۵. آهنگای قمیشی که می تونم به جرات بگم با خیلیاشون روزگار گذروندم با نقابش گره کنش آهنگ آلبوم جدیدش !

۶. آهنگای چاوشی مخصوصاْ سنتوریاش و خود کشی و آهای خبر نداره و لنگه کفشش و ...

۷.آهنگ عشق پر زده قیامت که واقعاْ قشنگه و آهنگ بی حس زد بازی !

۸. آهنگ مهدی که ماها می دونیم من و سپیده و یاسی که کاشان باهاش از خواب پاشدیم و مسواک می زدیم و پشت بهم قر می دادیم !

۹. آهنگ جدید مقدم قصه و آهنگ کاش تو بشی همدم !

۱۰.آهنگ رومئو و جولیت و گادفادر و لاو استوری ( حال نکردم انگیلیسی بنویسمشون ) هم خیلیل برام خاطره داره و آنگ گل ارکیده که یه زمانی خیلی برا یه بی چشم و رویی خوندمش !

۱۱. آهنگ یه نفس بیشتر فاصلمون نیست که مهشید عاشقش بود و براش خوندم و هروقت می شنوم می رم تو اول- دوم دبیرستانم ! شعر شکلات هم که در مورد بی تا بودن دوستیه رو دوست دارم !

منم همه دوستامو به این بازی دعوت می کنم !

      مثل همیشه همون هاپووهه که اسمش نازنینه  

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:31  توسط HaPoO  

~ ~ ~
پنجشنبه 1387/02/05

معنای حامی را نمی فهمد...

فکر می کنم حمایت در لغت نامه زندگیش معنایی ندارد !

آری! قمار را تو بهتر از من بلد بودی من ناشیانه پای بازی نشستم

ولی از آس پیک زیاد شنیده بودم ... بودنش تنها شانس بازی بود و

برد آن ... ناشیانه باختی ! من هم بازیگری چون دیگران می توانی

اسمش را فاحشه بگذاری ! هر آنچه دوست داشتی تو در فکر بازی با کسی

بودی در حالی اون کس حتی تورا در حال فکر هم بازی داد !

در آغوش او زندگی معنا می یابد تو را در ویترینم جای دهم ؟

نه اتاقم خلوتم همه اینها متعلق به کس دیگری اسست و

به امثال تو هیچ تعلقی ندارد جای تو در خیابان است و بس !

جای من هم مشخص حتی اگر او مرا نخواهد از جنس تو

نیستم خرده شیشه در وجودم نهفته نیست ! جایی ندارد در درونم

وقت گذراندم تا تجربه کسب کنم حتی اگر دور ریخته باشم تمام لحظاتم را

وقت گذراندم تا از نزدیک لجن و پست بودن ها را بدانم !

تو فقط از فعل حرف می زدی و فاعل بودنت و مفعول قرار دادن دیگران

و حماقت من بود که برایت از زندگی آینده معنای عشق و تمامی اینها می گفتم

گوش می کردی به تمامشان شاید بتوانی دل بدست آوری تا قربانی کنی !

پول لجن ترین شی است خدایا شرافتمندانه زندگی می کنم حتی در

فقر و در کمال نداری تو روزی رسانی اطمینان دارم !

دلم گرفت از این مردمت ... مرا چرا به اینها واگذار می کنی؟ تورا می خواهم

انسان بودن نمی خواهم در توانم نیست !

آشکار شد ؟می توانم بیشتر از اینها برایت سند رو کنم ! خودش سند کافی نیست ؟

ابتدا معنا و مفهوم قمار را بفهم بعد وارد شو ! من زندگیم رو برای آدم هایی چون تو

به قمار نمی ذارم هرگز هرگز هرچقدر که در لباسی زیبا باشی گرگ صفت !

خدا با من است ! پس هر کاری کنی پیروز میدان من هستم تو برو حیله قمار یادبگیر !

خدا نمی خواهد ! این آخرین حرف هایم بود برای ابد !

می توانم نفرین کنمت ولی نفر قبلی بس بود اون لایق نفر بود و تو لیاقت آن را هم نداری به گمانم !

من با کس دیگری پیمان بسته ام قول به کس دیگری داده ام !

جنس فروخته شده ! علامت اختصاری هم رویش خورده (به قول خودش )

خبر مرگ تورا هم هرکس داد نگاهی به سرتاپایش می اندازم و بعد هم

به زندگیم ادامه می دهم !

        مثل همیشه همون هاپووهه که اسمش نازنینه  

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:9  توسط HaPoO   | 

~ ~ ~
دوشنبه 1387/02/02

یک نفر دلتنگ است ...

یک نفر می شمرد ...

یک نفر نگران به آغوش کشیدن من و توست ...

یک نفر می آید ...

یک نفر چمدانش را بسته است ...

یک نفر خسته و درمانده ز راه

یک نفر اصلاً نیست ...

یا نمی تواند که باشد ...

یک نفر روحش را به آغوش شهوت سپرد ...

یک نفر بد کاره است...

انقدر به اون یک نفر احتیاج دارم ... جسم نمی خوام

روح ارضام می کنم حتی اگر اون یک نفر به تاریخ پیوسته باشه ....

یک نفر اصلاْ نمی داند که هست ...

یک نفرهم دیشب مرد ...

و هنوز زندگی روی ستون فقرات گل یاس و رازقی در جریان است !

:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:

این چند روزه اصلاْ حالم خوب نیست ...

عنوان بلاگمم جوری کردم که مطابق با حالم باشه ...

عنوان قبلیم فقط معنای امیدواری می داد ولی همه حتی خود اون طرف هم

یه جور دیگه فکر می کردن ... 

خیلی داغونم گذشته هی خاطراتش به نحوی زنده می شه ...

حالم که فقط تو رویا سیر می کنم که می شه اینجوری باشه ؟

آرزو می کنم چی می شد زمان وامیستاد ؟

الآن من یه بچه "عنک" کوچکم ...

امروز چقدر در مورد عنکی خندیدیم ... خدایا بهم طاقت بده

از دست این آدم که داره کاری می کنه هردو ...

به قول اون هرچی سرورمون (خدامون) بخواد ... برام همیشه بهترینارو

خواستی اگه گرفتی بهترشو دادی ... کمکمون کن ...

من و همه و همه عاشقتیم

               مثل همیشه همون هاپووهه که اسمش نازنینه

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:36  توسط HaPoO   | 

~ ~ ~

JavaScript Codes DaisypathNext Anniversary Ticker