امروز نهمین روز بهمن ماه است .
دو روز مانده به آغاز ... به ابدیت نابودی ...
به عشق ٬ به تجربه غم و " زندگی "
اکنون حق حیات و زندگیم ۱۶ برابر شده ...
حق عشق ٬ آزادی ...
من راز فصل ها را می دانم ...
راز عشق ستودنی ماهی ها به آب
و حرف یکایک ثانیه ها را که گویی
برای رقابت زاده شده اند را می فهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک ٬ خاک پذیرنده
اشارتی ست به آرامش !
شاید آرامشی به سفیدی برف های زمستان !
به ابدیت یک خواب و کوتاهی یک لحظه !!!
در این ۱۶ سال چیزها دیدم در روی زمین :
من گدایی دیدم ٬ در به در آواز چکاوک می خواست ...
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید !!!
در چراگاه «نصیحت» گاوی دیدم سیـــــر ...
شاعری دیدم هنگام خطاب ٬ به گل سوسن می گفت : "شما."
و همچون سهراب نمی دانم که چرا می گویند :
اسب حیوان عجیبی است و کبوتر زیباست ...
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست ؟؟
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد ؟؟
ولی به این اعتقاد دارم چشم هارا باید شست ...
اگه جور دیگری ببنی ~~~ > زندگی = با امید زندگی کردن
بزرگترین نعمت زندگی اینه که امیدوار باشید و دوست بدارید ...
اون وقته که معنای حقیقی عشق و می شه چشید ...
و به این باور رسیدم که زندگی :
زندگی ٬ جذبه دستی است که می چیند .
زندگی ٬ نوبر انجیر سیاه ٬ در دهان گس تابستان است .
زندگی ٬ شستن یک بشقاب است .
زندگی ٬ یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است.
و مهمترین نکته اینه که :
هرکجا شقایق هست زندگی باید کرد و آسمان دنیا مال من است .
------------------
دوستای مهربونم سلام ...
اولین سلامم به مهناز جونم که اولاْ دلم خیلی براش تنگ شده بعدم تولدمو تبریک گفته ...
خوبید ؟؟؟ الحمدلله همه امتحاناشونو تموم کردند و ترم جدید ...
منم دعا کنید یکی از کوچیک تریناتونم ...
ایشالله همه حاجتشونو بگیرن ...
ایشالله نذر مامان ناز منم قبول شه که مطمئنم
قلبی به پاکی و مهربونیش هیج جای دنیا پیدا نمی شه ...
راستی عشقم هنوز بهم تبریک نگفته چیزیم ننوشته ...
HaPoO 10+1